الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
172
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ترجمه : ابراهيم را كه پيامبرى راستگو بود ، در قرآن ياد كن . هنگامى كه به پدرش گفت : پدر ، چرا چيزى را مىپرستى كه نمىشنود و نمىبيند و ترا از هيچ چيز ، بىنياز نمىكند ؟ پدر ، مرا علمى نصيب گشته است كه نصيب تو نشده است . از من پيروى كن تا ترا به راه راست هدايت كنم ، پدر ، شيطان را پرستش نكن ، زيرا شيطان خدا را معصيت كرد . پدر ، مىترسم از جانب خداوند ، عذابى به تو برسد و دوست شيطان بشوى . گفت : ابراهيم ! آيا از خدايان من اعراض كردهاى ؟ ! اگر دست برندارى ، سنگسارت مىكنم . براى مدتى دراز از من دور شو . گفت : سلام بر تو . به زودى پيش خدايم براى تو طلب مغفرت مىكنم . خداوند نسبت به من مهربان است . من از شما و آنچه را پرستش مىكنيد ، كنارهگيرى مىكنم و خدايم را مىخوانم و اميدوارم كه بدعاى پروردگارم ، نگونبخت نشوم . چون از آنها و بتهاى آنها كنارهگيرى كرد ، به او اسحاق و يعقوب بخشيديم و آنها را پيامبر ساختيم و آنها را از رحمت خويش ، بخشش كرديم و به آنها ذكر خيرى بلند آوازه ، داديم . قرائت : در سورهء يوسف ، در بارهء اختلاف قراء در كلمهء « يا ابت » گفتگو كردهايم . لغت : صديق : كسى كه بطور مبالغهآميزى در راه تصديق حق اصرار مىورزد . الرغبة عن الشيء : اعراض از آن . انتهاء : خوددارى .